مازندران دوران باستان

در روزگار سلطه کیانیان بر ایران، کاووس کیانی که داستان صفا و نزهت بهشتی مازندران یا سرزمین دیوان را از زبان نغمه‌ساز می‌شنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخیر مازندران می‌نماید:
شنیدم یکی نو سخن بس گران که شه دارد آهنگ مازندران






پس با لشگری گران به مازندران می‌رود، اما در تلاقی دو سپاه، سپاهش از دیوان مازندرانی شکست می‌خورد و خود نیز اسیر دیو سپید می‌گردد. قبل از ورود آریائیها به این سرزمین طوایف مختلفی در آنجا سکونت داشته‌اند. از جمله این اقوام می‌توان از تپوریها، آماردها و کادوسیها نام برد. اقوام تپوری در مازندران زندگی می‌کردند. آماردها در نواحی کوهستانی بین رودخانه هزار آمل و تنکابن تا دیلمستان و سفید رود به سر میبرده‌اند. کادوسیها نیز در گیلان سکنی گزیده بودند.




آماردها (آمردها)

آمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) مردم این قبیله آریایی و سکایی، پیش از ورود گروه‌های بعدی آریاییها یعنی ماد، پارس و پارت در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیانبخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آنها «مارد» نیز گفته‌اند. آنها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. در کتاب گیلان (سال ۱۳۸۰) قوم آمارد قومی مستقل شناخته می‌شوند. شاید تات‌ها و دیلمیان و آموییان را بتوان فرزندان آنان دانست.




مادها

در زمانی که فلات ایران به خصوص نواحی زاگرس صحنه جنگ و خونریزی آشوریان و اقوام دیگر بود، مردمان نواحی جنوبی دریای خزر در آرامش و امنیت و شرایط مناسب اجتماعی زندگی می‌کردند و اقوام نواحی دیگر به آنها پناهنده می‌شدند. یکی از طوایفی که به نواحی جنوب خزر پناهنده شده است طایفه مغان، یکی از طوایف شش‌گانه ماد بوده است. در دوره حکومت آرته یس مادی (شاه قبل از دیا اکو) جنگی بزرگ بین کادوسیان و مادها اتفاق افتاد. علت این جنگ بدبینی یکی از پارسیهای صاحب نفوذ در دربار شاهی به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانی از شاه رنجیده خاطر گردید و با سه هزار نیروی جنگی به سرزمین کادوس‌ها می‌رفت و حمایت آنها را جلب می‌کند و آنها بر علیه مادها تحریک نمود. آرته یس سپاهی انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگی که بین آنها رخ داد، سپاه ماد شکست خورد و کادوسیها پارسد را به پادشاهی خود انتخاب کردند. او همواره به قلمرو ماد تجاوز می‌کرد و به غارت آن حدود می‌پرداخت.




هخامنشیان

حکومت هخامنشیان از حدود ۶۷۵ ق. م آغاز شده و تا سال ۳۳۰ ق. م ادامه یافته است. سر سلسله این دودمان هخامنش بوده که پس از آن چیش پیش اول، کمبوجیه اول، کورش اول، چیش پیش دوم، کوروش دوم، کمبوجیه دوم، کوروش سوم (بزرگ)، کمبوجیه سوم و... بر این سرزمین حکومت کردند. کوروش پس از فرو ریزی دولت آریائی ماد، مشغول تهیه مقدمات یک حکومت نیرومند شد. او ارتشی از عناصر سپاه ایران و حاشیه دریای خزر فراهم کرد.

اقوام ساردی، تپوران، کادوسیان و سکائیان از جمله نیروهای برجسته شرکت کننده در اردوی کوروش بودند. در این نبرد کوروش تپوران مازندرانی و کادوسیان گیلانی را از ارتش جدا نمود و آنها را ترغیب به حمله نمود. در اثر حمله این نیروها سپاه لیدی شکست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان کوروش در آمد. بعد از این جنگ آماردها و کادوسیان همچنان در حلقه اتحاد کوروش باقی ماندند و در اکثر جنگ‌های زمان او شرکت فعال داشتند. در زمان ذوالقرنین، ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شد و مازندران و طبرستان به یکی از اعیان فارس سپرده شده بود. در جنگ خانگی مشهور به «کوناکسا» بین اردشیر هخامنشی و برادرش کوروش کوچک، کادوسیان به حمایت از اردشیر پرداختند. در این جنگ فرمانده قوای کادوسی به نام آرته گرس کشته شد. ۱۴ سال بعد از جنگ کوناکسا، کادوسیان علیه هخامنشیان قیام کردند. اما اردشیر با سپاهی انبوه آن را سرکوب نمود و آنها نیز اطاعت از دولت مرکزی را پذیرفتند.




سلوکیان

به هنگام حمله اسکندر در سال ۳۳۱ ق. م، تمامی اقوام کناره خزر یعنی آماردها، کادوسیها، تپوریها، هیرکانیها و کاسپیها سپاهی مرکب از هشت هزار نفر پیاده و سواره تشکیل داده و به کمک داریوش سوم هخامنشی فرستادند. این قشون تحت فرماندهی یکی از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در این نبرد که «جنگ گوگمل» خوانده می‌شد، جنگی هولناک میان گارد شاه و جنگجویان نخبه یونانی درگرفت. شجاعتهای اقوام مزبور در این جنگ عظیم یکی از درخشان‌ترین فصول جنگ‌های ایران و یونان شناخته می‌شود. اسکندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشید، پایتخت ایران هخامنشی، چون شنید که داریوش قصد بازسازی سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت کرد. او «پارمن ین» را مأمور فتح سرزمین کادوس گیلان نمود تا راه کمک آنان به داریوش را قطع نماید. «کراتر» دوست نزدیک اسکندر و سردار لایق وی نیز جهت اشغال سرزمین تپوران طبرستان مأموریت یافت. این دو سردار مأمور بودند پس از تسخیر سرزمین‌های گیلان و مازندران، در گرگان به اسکندر که خود با بخشی از ارتش خویش داریوش را تعقیب می‌کرد، بپیوندند. «کراتر» با سازشی که با «فرادات» تپوری سردار این قوم نمود، طبرستان را به راحتی اشغال کرد، ولی پارمن ین از تسلط بر سرزمین دلیران کادوس عاجز ماند. اسکندر پس از قتل داریوش، خود تصمیم به یکسره کردن کار مردم آمارد و کادوس، گرفت. قوای اسکندر در بیشه‌های متراکم خزری و ارتفاعات جنگلی با آماردها درگیر شدند و تلفات و خسارات فراوانی متحمل شدند. سرانجام آماردها نمایندگانی اعزام داشتند و راه سازش پیش گرفتند. پس از مصالحه، رسیدگی به امور منطقه آمارد نشین نیز به «فرادات» تپوری طبرستانی که قبلاً تسلیم کراتر سردار اسکندر شده بود، واگذار گردید. لازم به ذکر است که بعدها، در روزگار فرمانروایی جانشینان اسکندر در ایران، در جنگ رافیا ق. م، کادوسیان را از جمله لشگریان سلوکی می‌بینم.




اشکانیان

پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.




ساسانیان

بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‌اند. گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت میکرده است و خاندان او از ۳۳۰ ق. م تا ۵۲۹. م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‌اند. در دوران سلطنت بهرام گور (۴۲۰ـ۴۳۸. م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکی از سران دیلم با لشکری انبوه به ری و سرزمین‌های اطراف آن حمله و جمعی را اسیر نموده است. او همچنین نگهبانان مرزی آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‌گور، مرزبان را با سپاهی به ری فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بیدرنگ به سوی دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمی را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آنها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از خاندان گشنسب برنیامد ولی کیوس (کی وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.

ظهور مزدک و افکار مزدکی، قباد شاه ساسانی را مجذوب خود ساخت و او نیز پس از قبول این آیین، به تبلیغ آن پرداخت. اما دیری نپایید که شاه ساسانی قربانی یک توطئه پنهان شد و از قدرت برکنار شد و به این ترتیب نهضت مزدکی نیز خاتمه یافت. مدتی بعد کیوس، شاه گیلان و مازندران و برادر خسرو انوشیروان ـ فرمانروای ایران ـ به کیش مزدکی درآمد. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند و بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند. کیوس، حاکم مازندران و گیلان به دعوت برادر خود انوشیروان جهت همکاری در سرکوب ترکان ماوراء جیحون با مردان مازندران، دیلمیان و گیل‌ها بر ترکان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به ترکان و کسب پیروزی، هوای حکومت ایران کرد و به مدائن حمله برد، ولی اسیر شد و سر خود را در این داعیه از دست داد. (۵۲۹ ـ ۵۳۶. م). پس از قتل کیوس، انوشیروان حکومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امیر سوخرا (که از امرای فیروز بن هرمز بود) سپرد. پنج نفر از این خاندان به نام‌های زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت ۱۱۰ سال بر نواحی ساحلی خزر حکومت کردند.

پس از آذر ولاش، این ولایت به گیل بن گیلانشاه گاو باره که از نوادگان جاماسب بن فیروز ساسانی بود سپرده شد. گیلان بن گیلانشاه فرمانروایی مقتدر بود که حکومتی قوی در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران برپا کرد. مازندرانیها او را گیل گاو باره نامیدند. گاو باره پایتخت را از ماندران به گیلان انتقال داد و از گیلان تا گرگان عمارات و قصرهای عالی ساخت. مدت فرمانروایی او بر دو منطقه بزرگ خزری پانزده سال بود. بعد از او دابویه فرزندش بر این منطقه حکومت کرد. در این زمان اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و پایتخت ساسانیان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسیه، یزدگرد ساسانی که از سلطنت کردن نا امید شده بود، «باو» را از آتشکده اصطخر فارس دعوت به همکاری نمود. باو پس از عزل از حکومت مازندران و گیلان در زمان شیرویه ساسانی در این آتشکده منزوی شده بود. او تا ری یزدگرد را همراهی کرد ولی از شاه ساسانی خواست تا به زیارت آتشکده کوسان پایتخت باستانی طبرستان که بنای جدش کیوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولی پس از رسیدن به آتشکده چون از سقوط ساسانیان مطمئن بود، در همانجا معتکف شد. سقوط ساسانیان زمینه تاخت و تاز ترکان ماوراء النهر به مازندران را فراهم کرد و چون حاکم وقت یعنی «باو» حکومت را رها کرده بود، مردم دچار صدمات زیاد شدند مردم از «باو» که در آتشکده کِوَسان معتکف شده بود، خواستند قدرت را به دست گیرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنی بر حکومت مطلق وی بر مازندران، به حکومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند یا باوندیان در مازندران و بعضا گیلان قرن‌ها حکومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابویه از سلسله گاوباره حکومتی پرصلابت ابتدا در گیلان و سپس در مازندران تشکیل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانی زد.
برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین.

پندار دیگر آنست که "ایندرا" را از خدایان افسانه‌ای آریایی بدانیم که در نوشته‌های سانسکریت همانند "ریگ ودا" دیده می‌شود؛ "ایندرا" خدای باران، آذرخش و تندر، جنگاوری و فرمانروای دیوان (خدایان) است و بهشت را در دست دارد. سوار بر ابرها باران می‌آورد و بیابانها را بوستان می‌کند. اژدهای خشکسالی در کوهستان را نابود می‌سازد. "ایندرا" در کوه خانه دارد. در اوستا، "ایندرا" دیو بیهنجاری و در ستیز با اردیبهشت است.

نام کهن و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند.

برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند.

به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد (ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شده‌است. رشته کوه ماز هم راستا با دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش می‌رود. مردم دماوند هنوز به این کوه بلند که در شمال شهر دماوند امتداد یافته، ماز می‌گویند. از سوی دیگر در لاسم و در میان رشته کوه دوبرار، قله‌های بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده می‌شود که یکی از آنها قله بلند ماز است.




نمادها

نماد مازندران قله دماوند، ببر مازندران، اسب کاسپین، دریا، جنگل و شالی (برنج) است.




شهرهای باستانی

آبسکون
هزارجریب
یانه سر
تمیشه
رستمدار
تنکابن
فریم
واتاسان
لاریجان
دربند کلیس






مشاهیر

استان مازندران دارای مشاهیر و اشخاص برجسته‌ای می‌باشد.

نیما یوشیج: شاعر معاصر ایرانی و بنیانگذار شعر نو فارسی
رضا شاه: سرشناس به رضاخان سردارسپه، شاه ایران و بنیانگذار دودمان پهلوی بود.
بهداد سلیمی: وزنه‌بردار ایرانی دستهٔ فوق سنگین، دارندهٔ رکورد یک ضرب جهان و قویترین مرد جهان
محمدولی تنکابنی: یکی از دو فاتح معروف تهران در جریان انقلاب مشروطه، پنج دوره رئیس‌الوزرای ایران و معروف به سپهسالار اعظم
خسرو سینایی: کارگردان و فیلمنامه‌نویس
امیر پازواری: برجسته ترین شاعر مازندرانی سُرای، معروف به «شیخ‌العجم» و «امیرالشعرا»
پرویز ناتل خانلری: ادیب، سیاست مدار، زبان‌شناس، نویسنده و شاعر معاصر ایرانی
سید عبدالحسین مختاباد: آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی ایران
فرهنگ شریف نوازندهٔ سرشناس تار ایرانی
مسلم بهادری: از استادان نامدار و پیشکسوتان پزشکی امروزین در ایران
بهروز برومند: پزشک ایرانی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی
اسپهبد : مرزبان یکی از ملوک طبرستان و از شاهزادگان آل باوند
احمد مشیرالسلطنه : نخست‌وزیر دوران مشروطه و محمدعلی‌شاه
عبدالله موحد: کشتی‌گیر آزاد میان‌وزن دارندهٔ ۶ مدال طلای جهان و المپیک و از مشاهیر کشتی ایران به همراه غلامرضا تختی در رتبه اول و در تالار افتخارات فیلا در جایگاه یازدهم جهان قرار دارد.
امامعلی حبیبی : سریع ترین کشتی‌گیر جهان، ملقب به ببر مازندران و دارندهٔ ۴ مدال طلای جهان و المپیک
احمد کشوری: خلبان جنگ تحمیلی
علی‌اکبر شیرودی خلبان جنگ تحمیلی
شیخ فضل‌الله نوری: از مجتهدان شیعه دوازده امامی و از منتقدین انقلاب مشروطه ایران
علی لاریجانی: سیاست‌مدار، رییس پیشین سازمان صدا و سیما و وزیر ارشاد و دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده و هم‌اکنون، نماینده و رئیس هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
صادق لاریجانی: رئیس قوه قضاییه ایران و از اعضای فقهای شورای نگهبان
ناطق نوری: عضو جامعه روحانیت مبارز و رئیس کنونی دفتر بازرسی علی خامنه‌ای، نماینده مردم در دوره‌های اول، سوم، چهارم و پنجم و رئیس مجلس دوره‌های چهارم و پنجم رییس مجلس شورای اسلامی نماینده روح‌الله خمینی در وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشور در دولت موقت محمد رضا مهدوی کنی و دولت اول میرحسین موسوی
حسن حسن‌زاده آملی: روحانی مجتهد و ریاضی‌دان، استاد حوزه علمیه، اندیشه، فلسفه و اخترشناسی
عبدالله جوادی آملی: (زادهٔ ۱۳۱۲ در آمل) فیلسوف، مفسر قرآن، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری، از امامان جمعه موقت پیشین قم، مدرس حوزه علمیه و یکی از مراجع تقلید شیعه
ابوالعباس قصاب آملی: عارف و صوفی قرن چهارم
میر حیدر آملی: عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم
میرزا هاشم آملی: فقیه و عالم بزرگ معاصر
منوچهر ستوده: ایرانشناس، جغرافیدان، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر ایرانی
رضا یزدانی: برترین کشتی‌گیر فعلی جهان در وزن خود و ملقب به پلنگ جویبار
سید ابوالحسن شمس‌آبادی : روحانی
پسر شهر آشوب: مفسر، محدث، ادیب و فقیه بزرگ شیعه
فخر رازی: فقیه و فیلسوف مسلمان ایرانی
ابن ربن طبری: پزشک بزرگ ایرانی سده ۳ قمری (۹ میلادی)
محمد بن محمود آملی: پزشک، فیلسوف شهیر ایرانی
لطف‌الله مجد: نوازنده تار
ابوسهل بیژن کوهی: ریاضیدان و ستاره‌شناس سدهٔ دهم ایرانی
محمد بن جریر طبری: مورخ، مفسر قرآن و مؤلف کتاب «تاریخ طبری» است که از او به عنوان بزرگترین تاریخ نویس جهان یاد می‌شود.
ابن اسفندیار: مورخ قرن ششم و هفتم و مولف کتاب تاریخ طبرستان
شیخ طبرسی: دانشمند و فقیه شیعه
محدث نوری: فقیه، مفسر، شاعر ایرانی
ملا علی کنی: از فقهای بزرگ امامیه، مجتهد بزرگ و متنفذ ایران در زمان قاجار
عماد الدین ابو جعفر طبری عالم، زاهد بزرگ ایرانی و مولف: شرح مسایل الذریعه، بشاره المصطفی الشیعه المرتضی، معارف الحقایق، نهج الفرقان و تحفه الابرار.
طالب آملی: معروف به طالبا و ملک الشعرا از شاعران بزرگ پارسی‌گوی سدهٔ یازدهم قمری
شیخ خلیفه مازندرانی: بنیان‌گذار نهضت سربداران خراسان
محمد بن جریر بن رستم طبری: دانشور و کلام‌شناس برجسته امامی اواخر سده سوم قمری
سعیدالعلماء: از فقها و مراجع تقلید ایرانی در قرن سیزدهم شمسی
سید رضی لاریجانی: مجتهد، عالم، بزرگ علوم عرفانی، و پایه‌گذار مکتب تهران
یحیی بن ابی‌منصور: اخترشناس بزرگ ایرانی
بهاءالله : پایه‌گذار دین بهائی
فردوس حاجیان : نویسنده کتاب‌های آموزشی کودکان و نوجوانان، رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، پژوهشگر برتر صندوق علمی فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، مدیر سابق فرهنگ و هنر مرکز گفتگوی تمدن‌ها و رئیس سابق دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی
کیوس گوران: پایه‌گذار شعر انتقادی و اجتماعی مازندرانی در عصر معاصر، نویسنده، خواننده و روزنامه‌نگار طبری
علی یخکشی : بنیان‌گذار و پدر علم محیط زیست ایران، فعال و نویسنده حوزه محیط زیست
دلکش: خوانندهٔ فارسی و مازندرانی خوان با صدای آلتو که در دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰
داوود رشیدی : هنرپیشهٔ تئاتر سینما و تلویزیون ایران
شهاب حسینی: بازیگر سینما و تلویزیون ایران
سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد : روحانی مخالف حکومت پهلوی
سیمین غانم: خواننده
پیروز مجتهدزاده: جغرافیدان، محقق و کارشناس مسائل سیاسی
ظهیرالدین مرعشی : نویسنده، مورخ، سیاستمدار سدهٔ نهم قمری و مولف کتاب‌های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران
عزالدین آملی: عالم شیعه، ریاضیدان، سده دهم هجری قمری
غلامحسین بنان: خواننده بنام ایرانی، عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران
میرزا آقاخان نوری: دومین صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار
سید حسین فلاح نوشیروانی: از خیرین بنام بابَل، مازندران و یزد
حاسب طبری: ریاضیدان و ستاره‌شناس فارسی نویس
منوچهر طبری: فیلمبردار، کارگردان و مستندساز عرصهٔ فرهنگ-صنعت ایرانی
عبدالحسین نوایی: تاریخ‌نگار ایرانی
ابوالحسن طبری: پزشکی دانشور و از شاگردان محمد زکریای رازی
مؤید بالله آملی: فقیه، ادیب و شاعر و محدث معروف
سید محمدعلی داعی‌الاسلام : شاعر، ادیب و فرهنگ نویس ایرانی
صوفی مازندرانی: شاعر و صوفی، جهانگرد، اهل علم متخلص به صوفی مازندرانی
زین‌العابدین حائری مازندرانی: فقیه و مجتهد بزرگ شیعه در قرن ۱۳ قمری که معروف به سعیدالعلما
شاهرخ مسکوب: پژوهشگر، شاهنامه‌پژوه، مترجم و نویسنده ایرانی
سلمان هراتی: شاعر نوپرداز و متعهد
مراد محمدی: کشتی‌گیر ایرانی وزن ۶۰ کیلوگرم
حسن رنگرز : یکی از پرافتخارترین فرنگی (کشتی) کاران
مکرمه قنبری: (شناخته شده به نام ننه مکرمه) نقاش سبک پست مدرنیسم، بانوی سال نقاش در سال ۲۰۰۱
نوشاد عالمیان: برترین ورزشکار حال حاضر در رشته تنیس روی میز در تاریخ ایران
عبدالرضا شیخ الاسلامی: اولین وزیر ایرانی تعاون، کار و رفاه اجتماعی
محمدتقی دانش‌پژوه: نویسنده، مصحح، مترجم و نسخه‌پژوه ایرانی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی
عبدالله احمدیه: پزشک، طبیب، سرگرد ارتش، استاد دانشگاه
احمد قهرمان : گیاه‌شناس، استاد دانشگاه، تالیف بیش از چهل اثر در زمینه‌های مختلف گیاه‌شناسی، تالیف مهمترین مرجع پژوهش درباره جغرافیای گیاهی ایران(مجموعه فلور رنگی ایران)، دریافت مدال طلای اینشتین، دریافت جایزه سازمان یونسکو، دریافت مدال طلای جشنواره خوارزمی و تالیف کتاب سال دوره سیزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
ابن فرخان طبری : ستاره‌شناس و معمار ایرانی، مترجم از زبان پارسی میانه(پهلوی) در سال ۸۰۰ میلادی
احسان الله خان دوستدار : ملقب به رفیق سرخ سیاستمدار انقلابی ایرانی، دومین چهره برجسته جنبش جنگل و رهبر جناح رادیکال آن بود
فرامرز سلیمانی: شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار، ناشر و ویراستار ادبی ایرانی
ایرن: هنرپیشهٔ ارمنی تئاتر، سینما و تلویزیون
محمدعلی سجادی: کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، تدوین‌گر و طراح صحنه و لباس
پوران فرخزاد: نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر
لطف‌الله مجد: نوازنده تار
قاسم رضایی: کشتی‌گیر فرنگی و دارندهٔ مدال طلای المپیک لندن که در وزن ۹۶ کیلوگرموی بعد از وقوع زلزله اهر، هریس و ورزقان مدال طلای المپیک لندن خود را به زلزله‌زدگان تقدیم نمود. وی در این زمینه گفته بود که این مدال را نتیجه دعای بسیاری از زلزله‌زدگان می‌داند.
مسعود منفرد نیاکی: جانشین رئیس اداره سوم (عملیات) ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده لشکر ۹۲ زرهی در زمان جنگ ایران و عراق
منوچهر فرهنگ: پدر علم اقتصاد ایران






جاذبه‌های گردشگری
جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی

باغ عباس‌آباد
مشهد میر بزرگ
گوهرتپه
پل محمدحسن‌خان بابل
پل معلق بابلسر
آرامگاه میر حیدر آملی
دخمه سنگی کافر کلی
پل دوازده چشمه
برج رسکت
غار اسپهبد خورشید
برج دید بانی کاخ بابل
مجموعه تاریخی فرح‌آباد
حمام فرح‌آباد
تپه قلایا قلعه کتی
خانه شهریاری
خانه نیما یوشیج
حمام وزیری
پل چشمه کیله
پل هفتصد و هشتاد و یک
خانه کلبادی (ساری)
برج لاجیم
سه گنبدان
برج سلطان زین العابدین مرعشی
امامزاده عباس
آرامگاه ناصرالحق
کاخ شاپور
بازار قدیم آمل
گورستان سفید چاه
آتشکده کوسان
پل ورسک
غارهای رستم کلا
پل شاپور
تپه شورکا
پل چشمه کیله
غار هوتو کمربند
باغ چهلستون بهشهر
عمارت شهرداری تنکابن
قلعه سفید
قلعه حسن بور سرخکلا
نقش برجسته شکل شاه
قلعه کنگلو
چشمه عمارت
بانک ملی ساری
پل تجن
خانه رمدانی
مسجد امیراسعد
غار سیاه پور امیری
برج دیده بانی شروین باوند
مجموعه پل‌های راه آهن سوادکوه
کلیسای سرخ‌آباد
قلعه پیش
امامزاده هفت تنان
محوطه و گورستان جیر لپه دشت
حمام قدیم میرزا یوسف
آب‌انبار میرزا مهدی
تپه تیموری
تپه شاه نشین ساری
کاخ جهان‌نما
بنای سنگی کوره سر
پل دو دهانه خشت نو
غار آب اسک
آرامگاه سید حسن
آرامگاه شاه بانو زاهد آملی
تپهٔ گیان
برج دیدبانی بابل
برج هشتل
قلعه‌گردن
تپه جانب
پل معلق آمل
آتشکده آمل
فیل سنگی
شیر سنگی
قلعه ملک بهمن
قلعه تمیشان
کاخ نور
کیجا پل
برج هشتل
قلعه پولاد
مقابر سلاطین استندار
کاخ مرمر رامسر
ساختمان فرمانداری رامسر
هتل قدیم رامسر
تنگه بند بریده
ملک جوی (کانال)
قلعه کتی ابوالحسن کلا
تپه قلعه کش
قلعه گردن
قلعه دختر
قلعه سنگی
برج‌های گبری
تپه عیسی کتی
هتل بنیاد پهلوی
آرامگاه درویش علم بازی
کاخ چای‌خوران
تپه کلار
تخت فریدون
پل سنگی
کاروانسرای گدوک
ساختمان دارائی
حمام شیخ موسی
حمام لمراسک
گورستان نیلا
قلعه کهرود
کیجا پل
تپه هزاره
دو هزار
پلور
تکیه پهنکلا
تپه یوزباشی
تپه قائمشهر
مجموعه بناهای افغان نژاد
تپه امیرکلا
قلعه فرنگیس
خانه منوچهری
خانه اربابی
خانه حاج ملا حسن
بقعه شمس آل رسول
تپه قلعه کتی
برج سی شاهاندشت
پل آجری خرما کلا
محوطه پیر درویش
تپه سنگر (شاه نشین)
کاخ شهرداری
کاروانسرای تنگ سفید آب
تپه کوتر دین
کاروانسرای کمبوج (گامبوش)
سه خط طلا
تپه‌های میر بزار
مجموعه بناهای نجفی
قلعه ملک کیومرث






جاذبه‌های مذهبی

امامزاده اطرب
پیر تکیه گتاب (بابل)
امامزاده ابراهیم بابلسر
امامزاده عباس ساری
امامزاده عبدالله آمل
امامزاده یحیی ساری
حسینیه آمل
امام زاده قاسم بابل
قدمگاه خضر
مسجد جامع آمل
مسجد جامع بابل
مسجد جامع ساری
مسجد امام حسن عسگری
مسجد مولانا
مسجد محدثین
مسجد آقا عباس
مسجد سیدالعلما در بابل
مسجد چهارسوق بابل
مسجد جامع بلده
بنای امامزاده محمد طاهر
آرامگاه ملا محمد شهرآشوب
آرامگاه درویش فخرالدین
آرامگاه امامزاده سید علی کیا سلطان
امامزاده سید ابوصالح
آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا
امامزاده قاسم آمل
امامزاده تاج الدین
امامزاده ابراهیم
مسجد جامع چهارمحل آهی محمودآباد
امامزاده هاشم (هراز)
امامزاده سید اسکندر
امامزاده عبدالله پایین کولا
امامزاده قاسم عیسی خندق
امامزاده علم بازی
امامزاده سرست
تکیه تاکر نور
تکیه پیرعلم
تکیه حصیر فروشان






سقانفارها

سقانفار هندوکلا
سقانفار کیجا
سقانفار تلیگران
سقانفار فیروزجا
سقانفار کبودکلا
سقانفار قادیکلا
سقانفار آرمیج کلا
سقانفار کیجا تکیه
سقانفار چهارمحل آهی محمودآباد






جاذبه‌های طبیعی

فهرست جاذبه‌های طبیعی استان مازندران:

دماوند
باداب سورت
پارک ملی لار
علم کوه
سد لار
غار دانیال
آبگرم لاریجان
آبگرم استرابکوه
آبشار تمیره
آبشار یخی
آبشار پرومد
آبشار آب پری
آبشار نجار
پارک نمونه گردشگری پایین‌لموک
آبشار شاهاندشت
آبشار لار
هراز (رود)
الیمستان
آبشار قلعه دختر
آبشار تیرکن
هفت آبشار بابل
آبشار اسپه او
آبشار اسله
آبشار گوزو
آبشار سنگ نو
آبشار ایج
آبشار آکاپل کلاردشت
آبشار هریجان
آبشار هفت چشمه چالوس
آبشار جواهرده
آبشار هفت سنگ ساری
آبشار سنگ درکا
آبشار سواسره
بوستان جنگلی چالدره
آبشار سنگده
آبشار کیاسر
دریاچه ولشت
پارک جنگلی کشپل
دریاچه شورمست
سد و دریاچه الیمالات
دریاچه ساهون
آمولو
چشمه آب معدنی قرمرض
دشت و آبشار دریوک
سد شهید رجایی
آبشار یخی
آبشار چلندر
پارک جنگلی چالدره
دشت ناز
جواهرده
بابلرود
شکارگاه‌های امیری
تالار (رود)
دریا چه خضر نبی
رودخانه چالوس
ﺁبشار ایج یا ده قلوه
ﺁبشار ﺁلامل
شبه جزیره میانکاله
پارک جنگلی شهید زارع
کاعون
کوه بلور
چشمه رامسر
آبشار لفور
زیارو
دریاچه میانشه
جنگل شیاده
چشمه آب گرم آرزو
سد البرز
مجموعه گل پل
مجموعه توریستی بابلسر
پارک طلایی
دریاچه الیمالات
منطقه نوا و آب اسک
آبشار هریجان
آبشار تیرکن
سد آویدر
پارک جنگلی میرزا کوچک خان






موزه‌ها

موزه تاریخ و مردم شناسی شهر بابل
موزه تاریخ شهر ساری
موزه تاریخ آمل
موزه تماشاگه خزر چالوس
موزه کندلوس نوشهر
موزه خشکه‌داران







آبشارها

مازندران به دلیل شیب تند سلسله جبال البرز که سر چشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ متعددی دارد که از نواحی مختلف آن سرازیر می‌شوند و عمدتا در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. به طور کلی آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی هم در کوهستان وجود دارند و هم در بیشه‌ها و جنگلها و در برخی نواحی نیز ترکیبی از مجموعه کوهستانی را توام دارند. از آنجایی که این آبشارها در ارتفاعات و دامنه‌های بلند البرز قرار گرفته‌اند دارای اقلیمی مساعد و هوایی دلپذیر به ویژه در فصول بهار و تابستان هستند. اکثر آنها محوطه‌هایی برای اتراق و چادر زدن دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از، آبشار ایج یا ده قلو، ساواشی، لاسم، چالو، باباکلا (رنگین کمان)، آلامل، اکاپل، شیخ موسی، هفت آبشار تیرکن، آبشار کیمون، هریجان، سواسره، شاهاندشت، زیار، یخی، تیمره، پرومه، آب پری، دریوک، شیخ علی خان، آبشار یخی، آبشار سوادکوه و غیره می‌باشد.
1:04 am
وکیل

وکیل کسی که از طرف شخص دیگری – اعم از حقوقی یا حقیقی – به موجب عقد وکالت برای انجام کاری مأمور می‌شود.

نایب السلطنه را در دوره صفویه وکیل می‌گفتند و عنوان وکیل الرعایا هم از همین جا برخاسته است.





وکالت

وکالت در فقه و حقوق ایران عبارت از عقدی جایز است، که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب (جانشین) خود قرار می‌دهد. وکالت دهنده را مُوَکِّل، و وکالت گیرنده را وکیل می‌نامند. وکالت در لغت به معنای واگذار کردن، اعتماد و تکیه کردن به دیگری است.
انحلال

وکالت به یکی از طرق زیر منحل می‌شود:

فوت و جنون و سفه وکیل یا موکل.
عزل وکیل به‌وسیله موکل
استعفای وکیل از سمت وکالت.
از بین رفتن متعلق وکالت




حقوق

حقوق علم بررسی قواعد اجتماعی و سیر تحول این قواعد است. بررسی روابط بین دولت و شهروند (حقوق عمومی)، روابط بین اشخاص خصوصی با هم (حقوق خصوصی). حقوق بین‌الملل نیز به مسائل و روابط بین ملت ها، دولت ها، اشخاص و سازمانها در عرصه فراملی و بین‌دولی می‌پردازد.

حقوق را معمولاً به مجموعه قواعد و مقرراتی که نظم اجتماعی را تامین می‌کند تعریف کرده‌اند.

علم حقوق در شاخه‌های اصلی خود نیز انشعابات داخلی دارد:

در حقوق عمومی:
"حقوق اساسی" به نحوه اعمال حاکمیت ملی، توزیع قدرت در میان قوا، حقوق بنیادین ملت و نهادهای اصلی قدرت با کارکرد هر یک می‌پردازد و "حقوق اداری" به روابط میان سازمانهای اداری دولت با مردم اختصاص دارد.
در "حقوق کیفری" که از رشته‌های مهم حقوق عمومی است که مستقل از آن گسترش یافته است، پدیده مجرمانه شدت و نوع برخورد و میزان قبح جامعه و تحت تأثیر قرار گرفتن افکار عمومی در این خصوص را مورد مطالعه قرار می‌دهد.
در حقوق خصوصی:
رشته اصلی "حقوق مدنی" است که به روابط میان اشخاص صرف نظر از موقع اجتماعی آنان می‌پردازد.
حقوق تجارت
آیین دادرسی

حقوق پزشکی در میان رشته‌های مختلف حقوقی مؤلفه‌ای میان رشته‌ای است. شاخه‌ای از رشته‌های حقوقی است که از اوایل دهه نود میلادی برای اولین بار در کالج سلطنتی انگلیس به عنوان گرایشی از رشته‌های حقوقی مورد توجه قرار گرفت و به تدریج در دانشگاه‌های معتبر دنیا رواج یافت.

در حقوق بین‌الملل:
حقوق بین‌الملل خصوصی که هر یک به شعبات فرعی بسیار تقسیم می‌شوند.
حقوق بین‌الملل عمومی نیز به رابطه دولتها، به منزله اعضای مستقل و برابر در جامعه بین‌المللی، با یکدیگر و با سازمانهای بین‌المللی و اخیراً اشخاص خصوصی می‌پردازد.

"حقوق بشر" که از شاخه‌های جدید حقوق است و جای اصلی آن در فلسفه حقوق قرار دارد، از لحاظ عملی بیشترین مباحث خود را در حقوق بین‌الملل عمومی و حقوق عمومی مطرح ساخته است.





حقوق بشر

حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی این حقوق ویژگی‌هایی همچون جهان شمول بودن، سلب ناشدنی، انتقال ناپذیری، تفکیک ناپذیری، عدم تبعیض و برابری طلبی، به هم پیوستگی و در هم تنیدگی را دارا است. از این رو به تمامی افرد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ کس را نمی‌توان به صرف منطقه جغرافیایی که در آن زیست می‌کند، از حقوق بشر محروم کرد ضمن اینکه همهٔ افراد فارغ از عواملی چون نژاد، ملیت، جنسیت و غیره در برخورداری از این حقوق با هم برابر و یکسانند و در این خصوص کسی را بر دیگری برتری نیست. این حقوق شامل حقوق طبیعی یا حقوق قانونی که در قوانین ملی و بین‌المللی موجودند می‌شود. دکترین و فعالین حقوق بشر، در فعالیت‌های بین‌المللی خود در زمینه حقوق بین‌الملل، نهادهای جهانی و منطقه‌ای، سیاست‌های دولتی و در فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی، اساس و شالودهٔ سیاست‌های عمومی و اختصاصی در این زمینه را بنا نهاده است. در واقع می‌توان گفت در صورتی که جامعهٔ جهانی در فضای صلح، با یک زبان مشترک اخلاقی، گفتگو و مباحثه کنند، این زبان مشترک اخلاقی، در واقع، حقوق بشر نامیده می‌شود. با این وجود هنوز امروزه دکترین حقوق بشر، نظریه‌هایشان را در این مورد با شک و تردید بیان می‌کنند و مباحثه آن‌ها بیشتر در زمینه محتوا، ماهیت و چگونگی توجیه حقوق بشر است. در واقع، پرسش بحث برانگیز همانا خود معنای حق یا حقوقی است که باید به رسمیت شناخته شود و این بحث در گفتمان‌های فیلسوفان همچنان ادامه دارد.

بسیاری از ایده‌های اساسی که محرک جنش حقوق بشر بود، بعد از جنگ جهانی دوم و جنایات هولوکاست گسترش و توسعه یافت، و با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر درپاریس توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ به اوج خود رسید و به رسمیت شناخته شد. در جهان باستان، مفهوم حقوق بشر به گونه‌ای که امروزه وجود دارد نبود. بلکه در جوامع باستانی به صورت مجموعه‌ای مفصل از وظایف بود، که مفاهیمی از جمله، عدالت، مشروعیت سیاسی، شکوفایی انسان که در پی دست یابی به کرامت انسانی حاصل می‌شود و یا خوب بودن، فارغ از عنوان و مفهوم حقوق بشر وجود داشت. معنی مدرن و امروزی حقوق بشر در اوایل دوره مدرن و همراه با سکولاریزاسیون اروپایی از اخلاق یهودی–مسیحی مفهومش گسترده‌تر شد و توسعه یافت. در واقع حقوق بشر از مفهوم حقوق طبیعی گرفته شده است. حقوق طبیعی، نظریه‌ای است که در آن قوه قانونگذار به گونه‌ای عینی و منطقی محدود می‌شود. مطابق این مکتب، منطق بشری، بنیادهای قانون را از طبیعت الهام می‌گیرد، و از طریق قانون طبیعت، ضمانت اجرایی به دست می‌آورد و در واقع بخشی از سنت حقوق طبیعی قرون وسطایی به شمار می‌رود که در دورهٔ روشنگری توسط فیلسوفانی چون جان لاک، فرانسیس هاچسون، ژان ژاک بورلاماکی و غیره تا حدود زیادی مفهوم مدرن پیدا کرد، و در گفتمان سیاسی و انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه هرچه بیشتر توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد. لذا و بر این اساس، نظریه مدرن حقوق بشر، در طول نیمه دوم قرن بیستم، پدید آمده است. و در این دوره فعالیت‌های اجتماعی و گفتمان‌های سیاسی در رأس دستور کار بسیاری از ملل جهان قرار گرفت. بر اساس مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر:

از آنجایی‌که به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق یکسان و انتقال‌ناپذیر همه اعضای خانواده بشری اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است...
— مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر

و بر طبق ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر:

تمامی ابنای بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ منزلت و حقوق با هم برابرند به آن‌ها، موهبت عقل و وجدان عطا شده است، و باید نسبت به یکدیگر روحیهٔ برادری داشته باشند.



فلسفه حقوق بشر
فلسفه حقوق بشر، به بررسی مبانی اساسی مفهوم حقوق بشر می‌پردازد و محتوای آن را به نقد می‌کشد. رویکردهای نظری متعددی وجود دارد که قصد آن توضیح چرایی و چگونگی تبدیل حقوق بشر، به بخشی از انتظارات جامعه است. یکی از قدیمی‌ترین فلسفه‌های غرب در مورد حقوق بشر، حاصل اندیشه حقوق طبیعی است که از دلایل مختلف فلسفی یا دینی نشات گرفته است. دیگر نظریه در این زمینه، بر این اساس است، که حقوق بشر، رفتار اخلاقی را تعیین می‌کند و اخلاق اجتماعی انسان با فرایند تکامل بیولوژیکی و اجتماعی توسعه پیدا می‌کند (نظریه دیوید هیوم). حقوق بشر به عنوان یک جامعه شناختی از تنظیم قوانین است. همانطور که در تئوری جامعه شناختی قانون و کار از ماکس وبر، توضیح داده شده است. سایر تئوری‌ها دراین زمینه عبارتند از افراد جامعه اقتدار و مشروعیت قوانین را قبول می‌کنند، در ازای امنیت و مزیت‌های اقتصادی که به دست می‌آورند (مانند نظریه راولز). دو نظریه معاصر دیگر وجود دارند که نظریه منافع و نظریه تلاش نامیده می‌شوند. نظریه منافع، استدلال می‌کند که کارکرد اصلی حقوق بشر، محافظت و ترویج منافع انسان است، در حالیکه نظریه تلاش بر اساس ظرفیت انسان برای آزادی به حقوق بشر اعتبار می‌بخشد.



طبقه‌بندی حقوق بشر
حقوق بشر را می‌توان به گونه‌های مختلف و متفاوتی دسته بندی و طبقه‌بندی کرد. رایج ترین آن در سطح بین‌المللی، شیوه‌ای از طبقه بندی است که حقوق بشر را به حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تقسیم بندی کرده است. حقوق مدنی و حقوق سیاسی، مندرج در مواد بیست و یک تا سی از اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR) و در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) می‌باشد. حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مندرج در مواد ۲۲ تا ۲۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر و در میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.(ICESCR)
تفکیک ناپذیری
اعلامیه جهانی حقوق بشر تفکیک ناپذیر است و کلیت آن را باید محترم شمرد و مورد اجرا قرار داد و هردو بخش حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی و سیاسی باید باهم اجرا شوند زیرا حقوق بشر تنها در صورتی موفقیت حاصل خواهد نمود که تمامی بخش‌های آن رعایت گردد.



دسته‌بندی

مدافعان نظریه غیر قابل تفکیک بودن حقوق بشر، بر این باورند که حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با حقوق مدنی و سیاسی اساساً تفاوت دارند و لذا نیازمند روش‌ها و رویکردهای کاملاً متفاوتی در پرداختن به موضوع می‌باشند. و از جمله ویژگی‌های حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عبارتند از:

پوزیتیو (حقوق اثباتی) بودن، به این معنی که نیاز به تصویب از سوی دولت دارند و باید از مجرای قانون گذاری وارد جامعه شوند. در حالیکه حقوق مدنی و سیاسی حقوقی هستند که فرد به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود و دولت تنها باید از نقض آن جلوگیری کند و نیاز به تصویب ندارد.
محدودیت منابع داشتن، بدین معنی که این حقوق برای دولت هزینه بردار هستند و دولت در ارائه آن به مشکل تامین منبع بر می‌خورد.
محتاج زمان بندی و پیشروی مرحله‌ای هستند و به زمان قابل توجهی برای پیاده‌سازی نیاز دارند.
این حقوق مبهم و غیر قابل اندازه‌گیری، از لحاظ کمیت هستند. و قضاوت در مورد اینکه آیا به اندازه کافی به جامعه ارائه شده است یا باید به مقدار بیشتری ارائه گردد سخت و غیرممکن می‌باشد و در این خصوص نظرات مختلفی وجود دارد.
اجماع ناپذیر، هستند زیرا اتحادی در مورد اینکه چه حقوقی باید به این عنوان ارائه شوند وجود ندارد.
این حقوق سوسیالیستی هستند، و متضاد حقوق سرمایه داری می‌باشند.
این حقوق غیر قابل داوری می‌باشند چرا که در مورد ارایه یا نقض آن نمی‌توان از طریق دادگاه قضاوت نمود.
آرمان گرایانه می‌باشد و نقطه مقابل حقوق قانونی که در واقعیت وجود دارد.


به همین ترتیب ویژگی‌های حقوق مدنی و سیاسی عبارتند از:

نگاتیو (حقوق غیر اثباتی) به این معنی که نیازی نیست دولت برای آن‌ها قانونی وضع کند و صرفاً باید به محافظت از این حقوق بپردازد که نقض نگردند.
هزینه بردار نیست و نیازی به منابع مالی ندارند.
فوری هستند و نیاز به برنامه زمانی ندارند به این معنی که بلافاصله بعد از که دولت تصمیم بگیرد می‌تواند آن را ارایه دهد.
دقیق هستند چرا که به آسانی می‌توان آنها را قضاوت و اندازه‌گیری کرد.
غیر نظری و غیر سیاسی هستند.
کاپیتالیست (حقوق سرمایه داری) می‌باشند.
قابل داوری و طرح در دادگاه برای قضاوت می‌باشند.
حقوق قانونی واقعی می‌باشند و آرمان گرایانه نیستند.

اولیویا بال و پل گریدی بر این باورند که به آسانی می‌توان برای هر دو شاخه طبقه بندی فوق، مثال‌هایی ارایه کرد که در طبقه بندی فوق نمی‌گنجند. به عنوان مثال به خصوص در زمینه‌هایی مانند قابل داوری بودن، پوزیتیو بودن، محدودیت منابع و مبهم بودن.




سه نسل

نوع دیگری از طبقه بندی که توسط کارل واساک، ارائه شده است، حقوق بشر را به سه نسل تقسیم می‌کند: حقوق نسل اول: حقوق مدنی و سیاسی، که دربردارنده حقوق مربوط به زندگی و مشارکت سیاسی است. حقوق نسل دوم: حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که شامل حقوق مربوط به امرار معاش می‌شود. حقوق نسل سوم: حقوق جمعی و گروهی، که حقوق مربوط به صلح و حقوق پاکسازی محیط زیست را دربرمی‌گیرد. فارغ از این طبقه بندی حقوق مربوط به نسل سوم بسیار مورد بحث قرار گرفته است. این طبقه بندی در تقابل با نظریه غیر قابل تفکیک بودن قرار می‌گیرد چراکه به طور ضمنی بیان می‌کند که برخی از حقوق می‌توانند به طور مستقل و فارغ از بقیه آنها وجود داشته باشند. کارشناس حقوق بشر فیلیپ آلستون استدلال می‌کند:

اگر هریک از شاخصه‌های حقوق بشر ضروری و مهم تلقی شوند پس در هیچ یک از آن‌ها را نباید مورد بی توجهی قرار داد و این مسئله بسیار مهم است.

او و برخی دیگر معتقد به رعایت احتیاط در اولویت بندی حقوق هستند:

هر گونه اولیت بندی نباید موجب نادیده گرفتن موارد دیگر و نقض آشکار حقوق شود.
— فیلیپ آلستون

اولویت بندی در صورت لزوم، باید پایبند به مفاهیم اصلی و اصولی مانند عدم تبعیض، برابری و مشارکت باشد.
— اولیویا بال و پل گریدی

بعضی از حقوق بشر، حقوقی غیر قابل تفویض هستند. عبارت غیرقابل تفویض به این معنا است که این حقوق اساسی و سلب ناشدنی از طبیعت انسان هستند.




حفاظت بین‌المللی
بعد از جنایاتی که در جنگ جهانی دوم رخ داد نگرانی برای حمایت اجتماعی و حقوقی از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی و پایه افزایش یافته بود. پایه واساس سازمان ملل متحد و مفاد منشور سازمان ملل متحد ارائه و ایجاد مبنا و بنیادی برای یک سیستم کامل و جامع از حقوق بین‌الملل و تلاش در زمینه حفاظت از حقوق بشر است. از آن زمان به بعد، حقوق بشر بین‌المللی، توسط مجموعه به هم پیوسته‌ای از قرادادها، عهدنامه‌ها، سازمانها و نهادهای سیاسی پایه ریزی شد.




منشور سازمان ملل متحد

مفاد منشور سازمان ملل متحد اساساً برای توسعه و گسترش حفاظت از حقوق بشر بین‌المللی است. در مقدمه آن لزوم پایبندی به حقوق اساسی بشر، حیثیت و ارزش انسانی و تساوی حقوق مرد و زن ذکر شده است. مطابق مورد سوم از ماده یک منشور، بر لزوم همکاری بین‌المللی در زمینه حل مشکلات بین‌المللی که دارای جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا بشردوستانه است و در پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث نژاد، جنس، زبان یا مدهب تاکید شده است. ماده ۵۵ منشور تبیین می‌نماید که:

باتوجه به ضرورت ایجاد شرایط ثبات و رفاه برای تامین روابط مسالمت‌آمیز و دوستانه بین‌الملل براساس احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل، سازمان ملل متحد امور زیر را تشویق خواهد کرد:
الف- بالا بردن سطح زندگی، فراهم ساختن کار برای حصول شرایط ترقی و توسعه در نظام اقتصادی و اجتماعی؛
ب- حل مسائل بین‌المللی اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و مسائل مربوط به آن‌ها و همکاری بین‌المللی فرهنگی و آموزشی.
ج- احترام جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی برای همه بدون تبعیض از حیث نژاد، جنس و زبان یا مذهب.

همچنین ماده پنجاه و شش از منشور از اهمیت بالایی برخوردار است، چون مطابق آن، کلیه اعضا متعهد می‌شوند که برای نیل به مقاصد مذکور در ماده ۵۵ درهمکاری با سازمان ملل متحد اقدامات فردی یا دسته جمعی معمول دارند. رعایت و اجرای این مفاد برای طرفین آن یعنی خود سازمان و اعضا الزامی است و در واقع به عنوان یک تعهد حقوقی برای اعضای سازمان ملل متحد محسوب می‌شود. به طور کلی، مراجع حقوق بشر در منشور مبهم و کلی است و منشور مشتمل بر حقوق قانونی خاصی برای روش اجرای حقوق و محافظت از اجرای آن نیست به دیگر سخن ضمانت اجرایی خاصی برای قوانین آن وجود ندارد، با این وجود از اهمیت حمایت از اجرای حقوق بشر در منشور سازمان ملل متحد نباید کاسته شود. اهمیت حقوق بشر در صحنه جهانی را می‌توان از روی اهمیت آن در چارچوب سازمان ملل متحد پیش بینی کرد و منشور سازمان ملل متحد را می‌توان نقطه شروعی برای گسترش طیف وسیعی از اعلامیه‌ها، عهدنامه‌ها، پیاده‌سازی و اجرایی سازی ارگان‌های سازمان ملل متحد، کمیته‌ها و گزارش‌ها برای حفاظت از حقوق بشر محسوب نمود. حقوقی که توسط منشور سازمان ملل متحد از آنها حمایت می‌شود حقوق مدون و تعریف شده در اعلامیه‌های بین‌المللی حقوق بشر است مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.




اعلامیه جهانی حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸، تا حدودی در پاسخ به جنایات جنگ جهانی دوم، به تصویب رسید. اگر چه اعلامیه جهانی حقوق بشر قطعنامه‌هایی غیر الزام آور و فاقد ضمانت اجرا بود، اما هم اکنون پایبدی و پذیرش حقوق عرفی بین‌الملل تا حدودی قواعد آن را الزام آور ساخته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر مصرانه از کشورهای عضو می‌خواهد که برای توسعه و گسترش تعدادی از حقوق انسانی، مدنی، اقتصادی و اجتماعی، تلاش کنند و تاکید می‌نماید که این حقوق بخشی از بنیاد آزادی، عدالت و صلح در جهان می‌باشد. اعلامیه‌های بین‌المللی تلاش می‌کردند برای اینکه به طور قانونی در راستای محدود کردن دولت گام بردارند و سیستم جدیدی را پایه‌گذاری کنند که در آن شهروندان و دولت متقابلاً در قبال هم حق و وظیفه داشته باشند. مطابق مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸:

به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق برابر و مسلم همه اعضای خانواده بشری اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است.

منشور سازمان ملل خواستار ایجاد کمیسیونی برای حقوق بشر بود. النور روزولت، بیوه فرانکلین دلانو روزولت رئیس جمهوری ایالات متحده، ریاست این کمیسیون را در سال ۱۹۴۷ به عهده گرفت. تهیه، تدوین و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر تحت هدایت و نظارت این زن متواضع و معتقد به کرامت انسانی انجام پذیرفته است. وی از طرف بسیاری از صاحب نظران به عنوان با نفوذ ترین زن قرن بیستم شناخته شده است. اعضای کمیسیون بلافاصله در مورد اینکه به مانند منشوری از حقوق باید چگونه باشد و همچنین چگونگی اجرای آن، با هم موافق نبودند. لذا کمیسیون اقدام به ایجاد یک چارچوب برای اعلامیه جهانی حقوق بشر و معاهدات همراه با آن کرد و اعلامیه جهانی حقوق بشر به سرعت در اولویت قرار گرفت. جان پیتر هامفری استاد حقوق در کانادا، رئیس بخش حقوق بشر دبیرخانه سازمان ملل، اگر چه رسماً عضو هیات مدیره کمیسیون و کمیته تهیه پیش نویس بود، ولی وی تهیه کننده مدارک اولیه چهار صد و هشت صفحه‌ای و اولین پیش نویس اعلامیه برای کمیته تهیه پیش نویس بوده است. او در خلال بحث‌ها نیز، نقش میانجی با ارزشی بین فلسفه‌های مختلف را ایفا نمود هامفری به همراه وکیل فرانسوی رنه کاسین مسئول بسیاری از پژوهش‌های ملی و چگونگی ساختار اسناد بودند، آنچه در اعلامیه حقوق بشر آمده است تفسیری است از اصول اولیه‌ای که ایشان نگاشته بودند. سندی که کاسین آن را نوشته بود شامل اصول اساسی کرامت، آزادی، برابری و برادری در دو ماده اول خود بود. که با حقوق مربوط به افراد جایگزین شد حقوق افراد در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با اجتماعات مانند حقوق معنوی، حقوق عمومی و سیاسی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نهایتاً سه ماده اخر در متن نوشته شده توسط کاسین در زمینهٔ محدودیت‌ها وظایف و نظم اجتماعی و سیاسی است. هامفری و کاسین در اعلامیه حقوق بشر اصولی را آوردند که از نظر قانونی قابل اجرا بود. همانطور که در بند سوم از مقدمهٔ اعلامیه جهانی حقوق بشر، سال ۱۹۴۸ منعکس شده است:

از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین راهکار، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به پاسداری حقوق بشر از راه حاکمیت قانون همت گمارد.

رنه کاسین پروفسور حقوق مدنی و متخصص در حقوق بین‌الملل به ویژه حقوق بشر در دانشگاه پاریس بود. او زندگیش را وقف دفاع از حقوق مردان، زنان و کودکان کرده بود به طوری که در دهه ۱۹۲۰ وی را پدر یتیمان فرانسه می‌خواندند. در سال ۱۹۶۸ جایزه صلح نوبل را بخاطر تهیه اولین پیش نویس کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر دریافت نمود. قسمتی از اعلامیه جهانی حقوق بشر تحقیقی بود که توسط کمیته‌ای از کارشناسان بین‌المللی حقوق بشر از جمله نمایندگانی از همه قاره‌ها و همه ادیان بزرگ و با مشورت رهبرانی مانند مهاتما گاندی طراحی و نوشته شده بود. و شامل عناوینی چون حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌شد. در این کمیته این فرض پیش بینی شده بود که تمام حقوق بشر تفکیک ناپدیر است و تمام انواع آن به گونه‌ای مرتبط با یکدیگر فهرست شده‌اند. این اصل توسط هریک از اعضای کشورهای مختلف به اتفاق آرا به تصویب رسید. (اعضا عبارت بودند از: جمهوری سوسیالیستی بلاروس شوروی، چکسلواکی، لهستان، عربستان سعودی، جمهوری سوسیالیستی اوکراین شوروی، اتحاد جنوب آفریقا، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، یوگسلاوی) با این حال بعدها موضوع مهم چالش قرار گرفت.


اعلامیه جهانی حقوق بشر به دو شاخه مختلف تقسیم شد که عبارتند از:

میثاق حقوق مدنی وسیاسی
میثاق حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، هردو میثاق باحق مردم برای تعیین سرنوشت و حاکمیت بر منابع طبیعی خود شروع می‌شود. بحث بر سر این که حقوق بشر بنیادی تر از حقوق اساسی است و یا برعکس تا به امروز همچنان ادامه دارد.

تدوین کنندگان میثاق در ابتدا تنها یک شاخه را در نظر گرفته بودند و پیش نویس اولیه و اصلی تنها شامل حقوق سیاسی و مدنی بود اما بعدها شاخه حقوق اقتصادی، اجتماعی نیز پیشنهاد شد. اختلاف نظر بر سر اینکه کدام شاخه پایه اساسی حقوق بشر را تشکیل می‌دهد، موجب ایجاد دو میثاق حقوق بشر شده است. بحث بر سر این مسئله بود که حقوق اقتصادی و اجتماعی حقوقی آرمان گرایانه می‌باشند و با تعریف حقوق بشر که حقوقی اساسی هستند و مردم به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شوند در تضاد است و میزان حقوق اقتصادی و اجتماعی به میزان ثروت و در دسترس بودن منابع مالی بستگی دارند. علاوه بر این حقوق اجتماعی و اقتصادی به ایدئولوژی یا نظریه اقتصادی پذیرفته شده در جامعه مرتبط می‌گردد. در حالیکه به عکس آن، حقوق اساسی بشر، کاملاً منطبق با طبیعت انسان (توانایی‌های جسمی و روانی) می‌باشند. همچنین دیگر بحث‌ها بر سر این است که حقوق اقتصادی، متناسب با موقعیت افراد الزام آور و ضروری است و نیز در مورد آن اجماع وجود ندارد و همگی در این زمینه توافق دارند که ابزارهای مورد نیاز برای اجرایی کردن حقوق اقتصادی و اجتماعی، با ابزارهای مورد نیازی برای اجرایی نمودن حقوق مدنی و سیاسی کاملاً متفاوت می‌باشند.

این بحث‌ها و تمایل برای هرچه بیشتر به امضا رساندن قوانین حقوق بشر، منجر به ایجاد این دو میثاق شد. بلوک شوروی و تعدادی از کشورهای در حال توسعه بر این باور بودند که باید همه حقوق در یک قطعنامه واحد گنجانیده شود. هردو میثاق به کشورها اجازه می‌دادکه برخی از حقوق را فسخ کنند. و موافقان امضای آن، در معاهده اجماع و اکثریت کافی را بدست نیاوردند.



پیمان نامه‌های بین‌المللی

در سال ۱۹۶۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی(ICESCR) در سازمان ملل متحد، به تصویب رسید. کشورهایی که این پیمان را امضا کردند رعایت حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر برایشان الزام آور بود و به ایجاد قوانین مربوط به حقوق بشر، متعهد شدند. از آن زمان به بعد معاهدات و قوانین متعدد دیگر در سطح بین‌المللی ارائه شده‌اند. آنها به طور کلی به عنوان اسناد حقوق بشر شناخته شده است. برخی از این معاهدات مهم که در ارتباط با میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب رسیده‌اند مانند معاهدات هفت هسته‌ای" عبارتند از:

کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض نژادی (که در سال ۱۹۶۶ به تصویب رسید و در سال ۱۹۶۹ لازم‌الاجرا شد).
کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (که در سال ۱۹۷۹ به تصویب رسید و در سال ۱۹۸۱ لازم‌الاجرا شد).
کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه (که در سال ۱۹۸۴ به تصویب رسید و در سال ۱۹۸۴ لازم‌الاجرا شد).
کنوانسیون حقوق کودک (که در سال ۱۹۸۹ به تصویب رسید و در سال ۱۹۸۹ لازم‌الاجرا شد)
کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (که در سال ۲۰۰۶ به تصویب رسید و در سال ۲۰۰۸ لازم‌الاجرا شد).
کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق کارگران مهاجر و اعضای خانواده‌شان (که در سال ۱۹۹۰ به تصویب رسید و در سال ۲۰۰۳ لازم‌الاجرا شد).



نقض حقوق بشر
نقض حقوق بشر زمانی رخ می‌دهد که توسط دولت و یا نهاد غیر دولتی برخی از افراد مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، یا حقوق اساسی (از جمله حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) آن‌ها انکار و نادیده گرفته شود، و یا هنگامی که هر دولت یا نهاد غیر دولتی بخشی از پیمان میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و یا دیگر حقوق بین‌المللی و حقوق بشر دوستانه را در مورد برخی از افراد رعایت نکند. لذا در مورد نقض حقوق بشر سازمان ملل متحد شورایی را تعیین کرده تحت عنوان شورای امنیت که تنها تریبون و دادگاهی است که در این‌گونه موارد تصمیم گیری می‌کند. چنانچه مطابق ماده ۳۹ منشور سازمان ملل متحد: شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح، یا عمل تجاوز را احراز و توصیه‌هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی به چه اقداماتی برطبق مواد ۴۱ و ۴۲ باید مبادرت شود. سازمان‌های غیر دولتی مستقل، از جمله سازمان عفو بین‌الملل، فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، دیده‌بان حقوق بشر، سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، خانه آزادی، آزادی بیان بین‌المللی و سازمان ضد برداری، نظارت می‌شود. کار این سازمان‌ها این است که: شواهد و مدارک و اسناد نقض حقوق بشر را جمع آوری می‌کند و و سپس از طریق تحت فشار قرار دادن سعی بر اجرای قوانین حقوق بشر دارد. جنگ‌ها و جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت از جمله نسل‌کشی، نقض قوانین بین‌المللی بشردوستانه از جدی ترین موارد نقض حقوق بشر به شمار می‌روند. افشاگری و آگاه ساختن جهان و اعتراض به رفتارهای غیر انسانی اغلب منجر به درخواست برای کمک و گاهی بهبود شرایط می‌شود. شورای امنیت سازمان ملل متحد برای حفظ صلح کار می‌کند و سایر ملل و معاهدات (ناتو)، در هنگام لزوم برای حفاظت از حقوق بشر مداخله می‌کنند.به عنوان مثال در سال‌های ۱۹۵۳ تا ۲۰۱۳ بیش از ۷۰ قطعنامه علیه جنایات اسرائیل در سازمان ملل تصویب شده است. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳ تعداد ۱۵۲۳ کودک توسط اسرائیلی‌ها کشته شده‌اند.امریکا به طور متوسط روزانه ۸.۵ میلیون دلار به اسرائیل کمک کرده‌است.اسرائیل تا به حال ۲۷۰۰۰ خانه‌ی فلسطینیان را تخریب کرده است.۵۰۲۳ سیاست‌مدار فلسطینی بازداشت یا زندانی شده‌اند.۲۶۳ شهرک صهیونیست نشین در سرزمین‌های متعلق به فلسطینیان ساخته‌شده‌است. که با جنایات هیتلر قابل مقایسه است.
ساعت : 1:04 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
وکیل دادگستری | next page | next page